الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

350

الغدير ( فارسي )

او همانند مرگ من باشد و در بهشت عدن كه پروردگارم نهال آن را نشانده مسكن گيرد ، پس دوست بدارد على را بعد از من و تبعيت نمايد بر ائمهء بعد از من ، زيرا آنها عترت منند و از سرشت من آفريده شده‌اند . . تا آخر حديث و همچنين روايتى كه ابو نعيم در جلد 1 « حليه » ص 86 باسناد صحيح كه رجال آن مورد وثوق و اعتمادند ، از حذيفه و زيد و ابن عباس ، از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت نموده كه فرمود : هر كس او را خوشحال ميسازد كه زندگى و مرگ او چون من باشد و بدانهء جوهر از ياقوت تمسّك جويد كه خداوند آن را بدست خود آفريد و سپس فرمود به آن : بوجود آى . آن هم موجود شد ، پس دوست بدارد ( پيروى كند ) على عليه السّلام را بعد از من . اين بيانات و تعبيرها بما علم يقين ميدهد كه ولايت ثابته براى امير المؤمنين عليه السّلام مرتبه ايست معادل با مرتبهء صاحب رسالت با حفظ تفاوت بين دو مرتبه از حيث تقدم زمانى و اولويّت ، خواه از لفظ ( بعد از من ) بعديّت از حيث زمان باشد يا رتبه ، پس امكان ندارد كه از كلمه مولى اراده شود مگر اولويّت بر خلق در تمام شؤونشان زيرا در ارادهء معنى نصرت و محبت از مولى به اين قيد ، سياق حديث واژگون مىشود و بجاى اينكه حاكى از فخر و مباهات باشد ، يكنوع منقصتى بشمار خواهد آمد بطوريكه پوشيده نيست ! قرينهء نهم ، قول رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله است بعد از ابلاغ ولايت : « اللهمّ انت شهيد عليهم انى قد بلَّغت و نصحت » يعنى : بار خدايا تو بر اينها گواهى كه من ابلاغ نمودم و خير و صلاح آنها را بايشان گفتم ، گواه گرفتن بر امّت بابلاغ و نصيحت مستلزم اينست كه موضوع تبليغ پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در آن روز امر جديدى باشد كه قبل از آن روز آن امر را ابلاغ نفرموده بوده ، مضافا بر اينكه در بقيهء معانى عمومى مولى بين افراد مسلمين از قبيل دوستى و يارى - نيازى براى گواه گرفتن بر امّت درباره على بخصوص در خور تصوّر نيست مگر بر مبنى و حدّى كه بيان نموديم .